مهمانان آلمانی

مهمانان آلمانی

در اریبهشت ماه سال 1396 ، آقای طباطبایی (دوست خوب ما در شهرستان خور و بیابانک و در روستای “فرحزاد”) از من و خانواده ام دعوت کرد مهمان ایشان باشیم وقتی که ما به خور و بیابانک سفر کردیم. در آنجا ما خاطرات خوبی را تجربه کردیم ، از جمله بازدید از کویر “مصر” و ” تپه عروسان ” و ” تپه عباس ” و لذت سافاری.

همچنین ما با یک آلمانی و پسرش ملاقات کردیم. من از او دعوت کردم تا به یزد بیاید و در اقامتگاه خانه خشتی سکونت داشته باشد او گفت که او در سال آینده به یزد خواهد آمد. من به خودم گفتم که یک چیزی گفت و رفت.
در ماه مارس 2018 ( اسفند 1396 ) یک ایمیل دریافت کردم که نوشته بود ؛ من رالف جرارد هستم، همان شخصی که ما در روستای «فرحزاد» ملاقات کردیم. من تعجب کردم او گفت که در ماه آوریل ما به یزد می آید و یک اتاق دو نفره را برای ما رزرو کنید لطفا
وقتی رالف جرارد و پسرش به اقامتگاه ما آمدند، بسیار خوشحال شدم. اگرچه او آلمانی بود، ولی به خوبی انگلیسی صحبت کرد. پسر او یک نوجوان امروزی بود که اغلب وقت خود را در اینترنت می گذراند و توجه زیادی به معماری و فرهنگ شهر یزد نداشت. اما رالف یک عکاس حرفه ای بود، و او به طور مداوم عکس هایی می گرفت و از اقامتگاه خانه خشتی هم عکس های زیادی را گرفته بود. بعدا این عکسها را در سایت تریپ ادوایزر بارگذاری کرد و در مورد اقامت در خانه ی خشتی و خازرات سفر به یزد مطالبی را یادداشت کرده بود.

من با او درباره او، خانواده اش، درباره يزد و موارد دیگر صحبت كردم. او گفت که همسر من یک معلم است و در سال بعد با همسرم به ایران خواهم آمد تا شیراز را ببینیم. او بسیار خوشحال شد که از یزد و یزد تماشایی دیدن کرده است. در همان زمان که رالف در خانه خشتی بود ما  گروهی دیگر از آلمانی ها را در خانه مان داشتیم، و آنها خوشحال بودند که یکدیگر را می بینند.

کتاب راهنمای بازدید از شهر یزد را باز کردم و در مورد جاذبه های گردشگری و دیدنیهای یزد برای او توضیح دادم و طبق معمول به او نقشه ای از شهر یزد دادم و محل آنها را روی نقشه مشخص کردم. فردای آنروز گروه دیگری از کشور آلمان به اقامتگاه خانه خشتی آمدند و رالف و پسرش از هم میهنان خود خوشحال شدند و با هم به زبان آلمانی مشغول صحبت شدند. من زبان آلمانی متوجه نمی شوم ولی لابلای حرفهایشان چند بار کلمه “adobe house ” ردو بدل شد که فهمیدم در مورد اینجا صحبت می کنند.

روز آخری که رالف جرارد و پسرش مهمان ما بودند آنها را برای نهار دعوت کردیم و آنها هم پذیرفتند. رالف برای خودش غذای معمولی و برای پسرش جوجه کباب و ماست و سالاد و … سفارش داد. برای من جالب بود که او اینهمه پسرش را دوست دارد و به او محبت می کند ولی پسرش خیلی بی تفاوت است و با خودم فکر کردم نکند ما هم برای پدر و مادرهایمان این چنین بوده ایم که آنها برای ما بهترین ها را خواسته اند ولی ما توجه چندانی به آنها نداشته ایم.

, , , ,
نوشتهٔ پیشین
مهمانان ایتالیایی
نوشتهٔ بعدی
خانه های صلح

مطالب مرتبط

هفتمین سالگرد فعالیت خانه خشتی

به مناسبت آغاز فعالیت اقامتگاه بوم گردی خانه خشتی یزد در تاریخ بیست و سوم آبان ماه سال 1392 ، هر ساله مراسمی با حضور مهمانان و جمعی از فعالان گردشگری و اهالی سفر در این مکان برگزار می شود
بیش تر بخوانید

خانه های صلح

#کمپین_صلح               #خانه_های_صلح سپاس از همه دوستانی که از ایده #خانه_های_صلح استقبال کردند و به #کمپین_صلح و فعالیت مشترک خانه های صلح پیوستند در مرحله اول : اطلاع رسانی در مورد صلح و تاکید بر این موضوع که مردم ایران ، صلح طلب و صلح جو هستند ، تمرکز…
بیش تر بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست